بعضی روزها فکر میکنم بار گناهم...
کاری کرده با من که پیش تو رو سیاهم...
از خجالت بسته نگاهم...
درونم می سوزه از سوزش آهم...
یاد گرفتاریم میافتم...
یاد اون لحظه ای که می برنم...
بیاد غسل و کفنم...
یاد فشار قبرم وفریاد زدنم...
یاد عذاب و بدنم...
یاد اون لحظه ای که دوتا ملک سوال کنن...
یاد ساکت شدنم...
یاد اون شلاقایی که میزنن روی تنم...
که بگو خدات کیه...؟
قبلت کجاست...؟
چیه کتابتو اسم پیمبرتو بگو...
کمکم کن نمونه...
جوابم توی گلو...
تو سوال اولی بگم علی(ع)
دیگه هرچی که بگن بگم حسین(ع)
+ نوشته شده توسط محمدرضاطائب در دوشنبه 1385/03/08 و ساعت
2:36 بعد از ظهر |

