|
+ نوشته شده توسط محمدرضاطائب در دوشنبه 1387/03/06 و ساعت
7:27 بعد از ظهر |
نزدیک به شش سال پیش پدر بزرگم "حاج میرزا ابولفضل صنوبری" دارفانی رو وداع گفت... او یکی از برجسته ترین شاگردان شیخ رجبعلی خیاط بود... ایشان در پیام تسلیتی که از سوی مقام معظم رهبری ارسال شده بود عبدصالح لقب گرفتند... برای آشنایی بیشتر میتوند به پایگاه اینترنتی عبدصالح مراجعه کنید... روحش شاد... یاعلی... + نوشته شده توسط محمدرضاطائب در سه شنبه 1386/09/27 و ساعت
9:55 بعد از ظهر |
سلام مجید عزیز...
میدونی که به دلیل سفر کاری نتونستم در مراسم عروسی تو حاضر بشم... پس منو ببخش... امیدوارم خوشبخت و شاد باشید... به پای هم پیر بشید ودل زنده و جون بمونید... میبینمت... یاعلی. + نوشته شده توسط محمدرضاطائب در پنجشنبه 1386/09/08 و ساعت
10:56 بعد از ظهر |
سلام
من برگشتم... به یاد همه دوستان بودم... فعلا... یاعلی. + نوشته شده توسط محمدرضاطائب در سه شنبه 1386/06/06 و ساعت
1:56 بعد از ظهر |
سلام
چند روزه که دیگه میتونید از این طریق وارد بشید... این وبلاگ با آدرس قبلیش دیگه قدیمی شده بود... به همین خاطر این آدرس جدید رو براش انتخاب کردم... یاعلی. + نوشته شده توسط محمدرضاطائب در شنبه 1386/04/16 و ساعت
2:13 قبل از ظهر |
سالروز فتح خرمشهر بر مردم دلیر ایران مبارک باد. + نوشته شده توسط محمدرضاطائب در پنجشنبه 1386/03/03 و ساعت
0:57 قبل از ظهر |
سلام من برگشتم... کل تعطیلات رو نبودم... اصلا نفهمیدم تعطیلات چجوری گذشت... امیدوارم به شما خوش گذشته باشه... یاعلی... + نوشته شده توسط محمدرضاطائب در یکشنبه 1386/01/12 و ساعت
4:41 بعد از ظهر |
سلام
سال نو مبارک... امیدوارم سال خیلی خوبی داشته باشید... به امیددیدار... خدانگهدار...
+ نوشته شده توسط محمدرضاطائب در دوشنبه 1385/12/21 و ساعت
11:19 بعد از ظهر |
سایت تخصصی عکاسی ری را راه اندازی شد. جهت عضویت در سایت به آدرس http://www.rayra.irمراجعه کنید.
باتشکر + نوشته شده توسط محمدرضاطائب در یکشنبه 1385/12/06 و ساعت
1:49 قبل از ظهر |
ماجرا این است کم کم کمیت بالا گرفت جای ارزشهای مارا عرصه کالا گرفت احترام یاعلی در ذهن بازوها شکست دست مردی خسته شد پای ترازوها شکست اندک اندک قلبها از زر پرستی خو گرفت درهوای سیم وزر گندید وکم کم بو گرفت قالبا قومی که از جان زر پرستی می کنند جمله بیچارگان را سرپرستی می کنند + نوشته شده توسط محمدرضاطائب در شنبه 1385/09/18 و ساعت
11:13 قبل از ظهر |
صفحه ای از عشق را در دل تجسم میکنم در خیالم بر رخی زیبا تبسم میکنم مردمان دیوانه ای دانند من را چون که من گاه گاهی تاسحر با شب تکلم میکنم ....درغروب غربت دل مینشینم روزها شکوه از این زندگی پر تالم میکنم.... میلاد صاحب الزمان مبارک + نوشته شده توسط محمدرضاطائب در شنبه 1385/06/18 و ساعت
12:32 بعد از ظهر |
بعضی روزها فکر میکنم بار گناهم...
کاری کرده با من که پیش تو رو سیاهم... از خجالت بسته نگاهم... درونم می سوزه از سوزش آهم... یاد گرفتاریم میافتم... یاد اون لحظه ای که می برنم... بیاد غسل و کفنم... یاد فشار قبرم وفریاد زدنم... یاد عذاب و بدنم... یاد اون لحظه ای که دوتا ملک سوال کنن... یاد ساکت شدنم... یاد اون شلاقایی که میزنن روی تنم... که بگو خدات کیه...؟ قبلت کجاست...؟ چیه کتابتو اسم پیمبرتو بگو... کمکم کن نمونه... جوابم توی گلو... تو سوال اولی بگم علی(ع) دیگه هرچی که بگن بگم حسین(ع) + نوشته شده توسط محمدرضاطائب در دوشنبه 1385/03/08 و ساعت
2:36 بعد از ظهر |
میلاد کریم ابن کریم سید الکریم حضرت عبدالعظیم (علیه السلام) بر مومنین مبارک + نوشته شده توسط محمدرضاطائب در سه شنبه 1385/02/12 و ساعت
6:35 بعد از ظهر |
+ نوشته شده توسط محمدرضاطائب در پنجشنبه 1384/12/18 و ساعت
11:39 بعد از ظهر |
سلام
از امروز دیگه فقط اینجا مینویسم... فقط اینجا عکس میگذارم... چون وقت ندارم دوتا وبلاگ رو بروز کنم... دعاکنید... به امید دیدار...
+ نوشته شده توسط محمدرضاطائب در دوشنبه 1384/12/08 و ساعت
9:30 قبل از ظهر |
سلام
شاید به زودی دوباره برگردم... کارم خیلی زیاد شده... به همین دلیل شبها خیلی خسته هستم... ونمیتونم بیام عکسهایم رو داخل وبلاگ بگذارم... باید به این برنامه کاری عادت کنم... تابتونم دوباره بیام... به امید دیدار... ممنونم... + نوشته شده توسط محمدرضاطائب در سه شنبه 1384/12/02 و ساعت
5:52 بعد از ظهر |
سلام
امروز به همراه دوست خوبم آقای مجید مرادی رفتیم دوربین رو تحویل گرفتیم... اولین عکس رو از مائده گرفتم و اینجا میگذارم تا هم از عکس و هم از سوژه لذت ببرید... + نوشته شده توسط محمدرضاطائب در چهارشنبه 1384/11/19 و ساعت
2:29 قبل از ظهر |
سلام
الان فقط میخواستم از دوست عزیزم سیما تقوی تشکر کنم... سیما خانم خیلی ممنونم... انشا الله خدا تمام رفتگان شما رو هم مورد رحمت خودش قرار بده... و امیدوارم همگی بر سرسفره ابا عبدلله مهمان باشند... امیدوارم آخر عاقبت همه ما ختم به خیر بشه... + نوشته شده توسط محمدرضاطائب در دوشنبه 1384/11/17 و ساعت
2:10 قبل از ظهر |
امروز پسر عموم فوت کرد... خیلی سختی کشید... مرض قندی که ارثی هستش تا بحال سه تا از عموهام و چهار تا از پسر عموهام رو از بین برده واقعا از بین برده... همین پسرعموم بخاطر قند بالا نا بینا شد... بعد پاهاش سیاه شد... کلیه هاش از کار افتاد... اکثر مویرگهاش از بین رفت... بدنش باد کرد... و در آخرهم... راحت شد... و آمرزیده... براش دعا کنید... خدا رحمتش کنه...
+ نوشته شده توسط محمدرضاطائب در یکشنبه 1384/11/16 و ساعت
11:0 قبل از ظهر |
سلام
شاید فردا دوربینم رو بخرم شاید هم نه شاید فردا عکاس خبری باشم شاید هم نه شاید فردا برای اولین بار عکس من بره روی سایت شاید هم نه شاید فردا عکسهایی رو که با دوربین خودم گرفتم رو بذارم توی وبلاگم شاید هم نه شاید فردا زنده باشم شاید هم نه شاید فردا روز خوبی باشه شاید هم نه شاید این حرفها راست باشه شاید هم نه شاید عاشق عکاسی باشم شاید هم نه شاید رو کاشتن جاش هیچی در نیومد شاید هم نه شاید هم آره...
+ نوشته شده توسط محمدرضاطائب در یکشنبه 1384/11/16 و ساعت
0:18 قبل از ظهر |
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین(علیه السلام) گشته نزدیک روز عاشورا... به خدا عشق کربلا داریم...
+ نوشته شده توسط محمدرضاطائب در سه شنبه 1384/11/11 و ساعت
11:51 بعد از ظهر |
ولایت علی ابن ابی طالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی عید سعید غدیر عید ولایت وامامت بر شیعیان مبارک + نوشته شده توسط محمدرضاطائب در سه شنبه 1384/10/27 و ساعت
6:56 بعد از ظهر |
سلام من نمیدونم چرا عکسهایی که جدید گذاشته بودم دیگه باز نمی شد... برای همین مجبود شدم حذفشون کنم.. امیدوارم دفعه بعد که عکسها رو میگذارم دیگه اینجوری حالم گرفته نشه... از همه متشکرم
+ نوشته شده توسط محمدرضاطائب در یکشنبه 1384/10/18 و ساعت
6:49 بعد از ظهر |
سلام
امروز روز خوبی بود به جایی رفتم که تا بحال نرفته بودم از اونجا که اومدم... بعد چند هفته سعادت پیدا کردم... تا بادوستم ناصر که برای آموزش خدمت چند روزی تهران هست برم زیارت... زیارتی که معادل زیارت اباعبدا... ثواب داره... خیلی لذت بخشه... من که خیلی لذت بردم... واما... دوستان عکسهای امروز رو تا هفته آینده انشاا... میگذارم توی وبلاگ. منتظر قدوم سبز تک تک شما عزیزان هستم... به یاری خدا امیدوار... سبز باشید وآرام. + نوشته شده توسط محمدرضاطائب در جمعه 1384/10/16 و ساعت
0:41 قبل از ظهر |
سلام
بعضی از عکسها منو بدجوری هوایی میکنه... مخصوصا عکسهای قزوین که برای من تک تکشون کلی خاطره هستند... خیلی سخته... شاید شما متوجه بشید چی میگم... برای من دیدن عکسهام یه جوری سخته... ندیدنشون یه جوری دیگه... نمیدونم چکار باید بکنم... خاطراتی شیرین... که هربار یادشون میافتم... زندگیم تعطیل میشه... برای همین از آخرین باری که از قزوین اومدم عکسهایش رو نگاه نکردم. تا بلاخره بعد گذشت دو هفته تونستم برم سراغشون... عکسها رو آپ کردم... راستش خودم از عکسها خوشم اومد ولی قضاوت باشما پس منتظر نظرات شما هستم با تشکر + نوشته شده توسط محمدرضاطائب در چهارشنبه 1384/10/14 و ساعت
0:49 قبل از ظهر |
سلام
بعضی ازمواقع بعضی از افرادرو میبینم که تا چه اندازه با خلوص وصفای ظاهری وباطنی دارند برای همنوعان وهموطنان خودشون تلاش میکنند.. به حالشون غبطه میخورم... ومیگم ای کاش منم میتونستم... میتونستم بهتر خدمت کنم... دوست دارم اسم همشون رو اینجا بنویسم ولی... به هر حال یکی از اونها سایت ایران قلم هستش که تلاش میکنه تا علم و هنر عکاسی رو به شیوه ای درست رواج بده... از این سایت و تمامی کسانی که به این گونه کار میکنند متشکرم. امیدوارم بیاری خدا موفق باشند. + نوشته شده توسط محمدرضاطائب در یکشنبه 1384/10/11 و ساعت
11:57 بعد از ظهر |
میلاد پیام آور صلح ودوستی حضرت مسیح(ع) بر همگان مبارک + نوشته شده توسط محمدرضاطائب در شنبه 1384/10/03 و ساعت
2:10 بعد از ظهر |
سالروز شهادت رئیس مکتب جعفری حضرت امام جعفرصادق علیه السلام را خدمت امام زمان٬مقام معظم رهبری٬و تمامی مسلمانان جهان تسلیت عرض می نماییم. + نوشته شده توسط محمدرضاطائب در دوشنبه 1384/09/07 و ساعت
12:50 بعد از ظهر |
|
|