|
+ نوشته شده توسط محمدرضاطائب در یکشنبه 1387/01/11 و ساعت
0:13 قبل از ظهر |
اين زمين راعشق سودا كرده است اين زمين را اشك معنا كرده است اين زمين را خون روايت كرده است عشق را مجنون حكايت كرده است اين زمين تفتيده با درد و بلا كربلا اينجاست ياران كربلا كربلا پس كو بلاجويان تو؟ اي زمين كو كربلا جويان تو؟ پس كجا رفتند آن هابيليان؟ كشت ما را جوراين قابيليان پس كجا رفتند مردمهاي مرد؟ پس كجا رفتند سرداران درد؟ فتح خونين شهر پس مديون كيست؟ رمز پيروزي آن از خون كيست؟ از چه رو رفتند د ربالين خاك؟ عاشقان با جسمهاي چاك چاك؟ اي زمين پيمانه و ميزان چه بود؟ راز نصرت در قلاويزان چه بود؟ اي زمين از فكه و مهران بگو از شلمچه مشهد ياران بگو از چه رو اينجا شده بازار عشق؟ اين چه رسمي بود بر دادار عشق؟ اين چه رسمي بود بردريادلان؟ واي برما واي برما غافلان اين چه سودا بود با دريادلان واي برما واي بر ما غافلان اي زمين بوي غريبي ميدهي بوي قرآنهاي جيبي ميدهي بوي تسبيح وپلاك و جانماز بوي ياربهايي از جنس نياز بوي خون بوي بسيجي ميدهي بوي شبهاي دوهيجي ميدهي بوي عطر وبوي مهرو بوي اشك بوي حسرت بوي غربت بوي رشك مانده اي باياد قرآن پاره ها درد دل با تركش خمپاره ها ...........درد دل با تركش خمپاره ها...
استخواني در گلوداري مگر؟ اينچنين گشتي تو زار و خون جگر اي زمين مهمان نوازي ميكني اي عجب خوش عشق بازي ميكني تو ظهور حقي اما اين زمان گرگهايي در نقاب مردمان آرزو دارند بدنامت كنند تا مگر با خدعه آرامت كنند ليك تا ياران قرآن زنده اند تا ابرمردان ميدان زنده اند تا همه پا در ركاب رهبرند منتقم بر جانشين حيدرند تا اميدي هست با فضل خدا با تأسي از امام سرجدا يار را همواره ياري ميكنيم كربلا را باز جاري ميكنيم
+ نوشته شده توسط محمدرضاطائب در پنجشنبه 1386/04/21 و ساعت
11:40 قبل از ظهر |
|
|